ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
155
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) محل زخم سر بهم آورد و بعد چركين شد و سرباز كرد و او از همان زخم مرد . پيامبر ( ص ) به محلى رفت كه امروز مسجد طائف واقع است و دو تن از همسرانش امّ سلمه و زينب با او بودند و براى آن دو ، دو خيمه زدند و پيامبر ( ص ) ميان آن دو خيمه نماز مىگزارد . محاصرهء طائف هيجده روز بود و براى مبارزه با آنان منجنيق نصب گرديد و شاخههاى خاردار اطراف دژ ريخته شد . پس آن گاه مردم ثقيف باز هم بر مسلمانان تير باريدند و تنى چند را كشتند . پيامبر ( ص ) دستور داد تاكها را قطع كرده آتش بزنند و مسلمانان نيز چنين كردند ولى از پيامبر ( ص ) درخواستند كه از بهر رضاى خدا و رعايت پيوند خويشاوندى دست از اين كار بدارد . و پيامبر ( ص ) گفت : از بهر رضاى خدا و رعايت خويشاوندى از اين كار دست باز مىدارم . و منادى پيامبر ( ص ) ندا داد : هر بردهيى از حصن به زير آيد و به ما ملحق شود ، آزاد خواهد شد . و ده و اندى نفر از آنان به زير آمدند كه از جملهء ايشان ابو بكرة است كه چون به وسيلهء قرقره فرود آمد ابو بكره نام گرفت . پيامبر ( ص ) آنان را آزاد فرمود و هر يك را به مردى از مسلمانان سپرد تا عهدهدار مخارج او باشد ، اين كار بر اهل طائف سخت گران آمد ، از سوى ديگر به پيامبر ( ص ) هم اجازهء فتح طائف داده نشده بود ، و پيامبر ( ص ) با نوفل بن معاويه مشورت كرده پرسيد : راى تو چيست ؟ گفت : روباهى است در لانهاش ، اگر پاى بدارى آن را مىگيرى و اگر رهايش كنى زيانى به تو نمىرساند . پيامبر ( ص ) عمر ابن خطّاب را فرمود تا فرمان بازگشت را به مردم ابلاغ كند و چون او چنين كرد مردم بانگ برداشتند : آيا بايد برويم و حال آنكه هنوز طائف بر ما گشوده نيامده است ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : فردا صبح زود براى جنگ آماده باشيد . و فردا صبح برخى از مسلمانان مجروح شدند ، و پيامبر ( ص ) فرمود : به خواست خداوند متعال حركت مىكنيم و مىرويم . و مسلمانان خوشحال شده در پذيرفتند و به راه افتادند و رسول خدا ( ص ) مىخنديد و آنان را فرمود : بگوييد خدايى جز خداوند يكتا نيست كه وعدهء خود را راست و بندهء خويش را يارى فرمود و احزاب را به تنهايى به هزيمت راند . و چون مسلمانان به راه افتادند ، فرمود : بگوييد بازگردانيم و توبه كنندگان و عبادت كنندگان و پروردگار خود را سپاسگزارانيم . گفته شد : اى رسول خدا ( ص ) بر ثقيف نفرين كن . فرمود : پروردگارا ثقيف را هدايت فرماى و آنان را به راه بياور .
--> [ ] ص 309 - م .